بازم نشد
بازم نشد اما من زیاد ناراحت نشدم
امروز صبح زنگ زدم جنین شناسی بیمارستان آبان با اعتماد به نفس
پرسیدم چند تا جنین برام تشکیل شده خانومه اسممو پرسید بعد گفت گوشی ...
بعد از چند دقیقه گفت متاسفانه تخمکی به شما اختصاص ندادن این بار. انشاا... دفعه بعد
من شوکه شدم گفتم چیکار کنم چیکار نکنم بهتره برم بیمارستان ببینم چه خبر شده
از اوون ورم چون 4 شنبه که رفتیم مطب پاکی ماماهه گفت پاکی گفته روز اول پری مطب باش و منم دیروز پری شده بودم سیاوش طفلکی ساعت 5 صبح رفته بود برام وقت گرفته بود برای ساعت 11
رفتم بیمارستان کلی منتظر شدم تا همون آقای ایوبی که 5 شنبه نمونه رو تحویل گرفته بود اوومد
وقتی بهش گفتم آیا نمونه شوهرم ایرادی داشته و جنین تشکیل نشده؟ گفت نه اصلاً تخمکی به شما اختصاص داده نشده
نگفتم چرا اختصاص داده نشده فقط گفتم پس چرا همون 4 شنبه که خودمو با هزار بدبختی رسوندم یا 5 شنبه صبح بهم اطلاع ندادین
گفت باید خودتون زنگ میزدین میپرسیدین گفتم خود شما گفتی 3 روز دیگه زنگ بزن
فقط گفت شرمنده
من که تمام بدنم در اثر استرس میلزرید و گریم گرفته بود
گفتم کاش یکم بیمارا رو درک میکردین ما به اندازه کافی استرس و مشکلات داریم گفت خانوم درک میکنم گفتم به خدا اگه درک کنین
حالا من چیکار کنم؟ دونر بگیرم؟
گفت نه من قول میدم بهتون تا یکماه دیگه براتون تخمک جور کنم 
بعدم گفت بهتره با خانوم حسینی هم صحبت کنین من یک ربع منتظر شدم وقتی دیدم نیومد به پرستار بخش ای وی اف گفتم من میرم دکتر رو کنسل کنم زود برمیگردم
رفتم مطب پاکی به ماماهه توضیح دادم که چی شده بعد گفت حالا میخوای بمون با پاکی یه صحبتی بکن
گفتم فکر نکنم پاکی وقت دردودل کردن داشته باشه لطفا وقتمو کنسل کنین
وقتمو کنسل کرد دوباره زود برگشنم بیمارستان 10 دقیقه دیگه صبر کردم تا خانوم حسینی اوومد دوباره هم چیزو بهش گفتم گفت چرا زنگ نزدی خودت پیگیری کنی گفتم آقای ایوبی گفته بود 3 روز دیگه زنگ بزن
گفتم خانوم شما چرا مشکلات مارو درک نمیکنین
گفت همه تو زندگیشون مشکل دارن
گفتم خوب این مشکلم رو بقیه مشکلات ما غوز بالا غوزه دیگه گفتم به خدا شوهرم دیگه خسته شده از این همه دارو و آمپول
گفت ما همه کسایی که تو لیستمون بودن رو کنسل کردیم چون به خاطر گرونی دارو و هزینه ها کسی دیگه تخمک اهدا نمیکنه فقط شما تولیست ما هستی
منم گفتم من 4 ماهه منتظرم اگه اینجوریه من دونر بگیرم گفت تو این 4 ماه چرا اقدام نکردی
گفتم دکتر گفت منتظر بشم دو هفته پیش تا گفت حالا که بیمارستان نشد برو دونر بگیر من اقدام کردم ولی با تلفن شما دوباره کنسلش کردم
گفت تو 2 هفته دیگه منتظر بمون من سعیمو میکنم برات تخمک پیدا کنم
خدایا شکرت
راستش خیلی ناراحت نشدم که نشد. چون حسابی دعا کرده بودم اگه قرار نیست با این جنین مامان بشم اصلاً جنینی نباشه 
بیشتر از بی مسئولیتی این آدما ناراحت شدم که اصلاً هیچی براشون مهم نیست عصبانی شدم
ولی خدایا شکرت
یه مقدار امیدوار شدم همین که این بار از 15 روز صبر و تلاش بی نتیجه تجاتم دادی ممنونم خدای بزرگ و مهربونم
خدایا ای خدای بزرگم
بازم به بزرگیت قسمت میدم اگه بار دیگه هم تخمک پیدا شد یا دونر گرفتم تا زمانی که وقتش نرسیده نذار دکتر انتقال بده
نذار دیگه زجر اوون 15 روز رو بکشم بی نتیجه
تا زمانی که وقتش نرسیده بهم صبر بده ای خدای مهربونم لطفا کمکم کن


بازم نشد
